خوش آمدید
وبسايت رسمی طرفداران كريس دی برگ در ايران(www.cdeb-club.ir)
بیوگرافی الیسا الیسا در شهر دیرالاحمر(Deir Alahmar) در۲۷ اکتبر سال ۱۹۷۲ چشم به جهان گشود . اسم واقعی وی آلیسار خوری(Alisar Khoury) است. او در درّه زیبای بکا پرورش یافت . او تحصیلات خود را در رشته علوم سیاسی در دانشگاه لبنان به پایان رساند.اولین قدمهای او به سمت هنر و فعالیت های موسیقی خود را به عنوان یک منتقد سیاسی در تئاتری به نام (Wassim Tabarah) اجرا کرد. او همچنین در تئاتر ساعت ۱۰ ( 10O''clock Theater) ایفای نقش کرد . موفقیت او در تئاتر الیسا را ترغیب و تشویق کرد تا اولین گامش را به سوی دنیای موسیقی بر دارد . او پس از موفقیت هایی که در این راه کسب نمود و کنسرت های بسیار و اجرا با ستاره های لبنان سپس در سال ۲۰۰۲ او در آلبوم خودش این افتخار را پیدا کرد تا با خواننده جهانی محبوب کریس دی برگ و تیمش آهنگی را به نا م شبهای لبنان اجرا کند .کریس دی برگ نیز این آهنگ را در آلبوم Timing is every thing قرار داد . شبهای لبنان(Lebanese Nights) نام محصولی بود که توسط دو نفر اجرا می شد و کریس دی برگ ان را در جریان سفرش در سال ۲۰۰۰ به لبنان نوشته بود . این آهنگ یک دستاورد و موفقیت بزرگ در دنیای موسیقی عرب بود . موفقیت های الیسا هنوز هم با ارائه آلبوم های مختلف در بیشتر کشور های عربی و اروپایی ادامه دارد .
ترجمه آهنگ شبهای لبنان : لازم دانستم که از هواداران خوب کریس دی برگ در سایت کلوب نیز به خاطر ترجمه روان این اهنگ تشکر کنم. Lebanese Night It was late in a Lebanese restaurant in the heat of a Lebanese night There was dancing, people were singing she came in from the garden outside And in her eyes I saw the stars And I felt something happen in my heart Then I knew I was going to meet her in the heat of a Lebanese night And the girl inside the woman who came over to sit by my side And when she smiled, the whole world stopped It was then I heard the echoes of a child And did you go to your bed with a sweet lullaby? And the sound of the guns in the night? And did you dance in the fields? did you run for your life From the hell that came down from the sky? On a Lebanese night, on a Lebanese night We went down to the edge of the water by the light of a Lebanese dawn And she told me all the stories of her beautiful land in the war Her tears fell down, the sun came up And I saw again the young girl in her eyes And did you go to your bed with a sweet lullaby? And the sound of the guns in the night? And did you dance in the fields? did you run for your life From the hell that came down from the sky? On a Lebanese night, on a Lebanese night All of my life, all I have known only a place where peace cannot go All over the world, the gift from before nothing is left for the children of war And did you go to your bed with a sweet lullaby? And the sound of the guns in the night? And did you dance in the fields? did you run for your life From the hell that came down from the sky? On a Lebanese night, on a Lebanese night On a Lebanese night, on a Lebanese night I will be waiting, in the Lebanon شبهای لبنان دیر هنگام در شب بود در رستورانی در لبنان در یک شب گرم و پر حرارت لبنانی مردم در حال خواندن و رقصیدن بودند که او از میان باغ بیرون به درون آمد در چشمان او ستارگان را دیدم و حس کردم چیزی در درون قلبم اتفاق افتاده است دریافتم که برای دیدار او به پیش خواهم رفت در یک شب گرم و پر حرارت لبنان دختری در سیمای بانویی او آمد تا در کنار من بنشیند و زمانی که لبخند زد گویا تمام دنیا از چرخش ایستاد و پس از آن بود که صدایی کودکانه را شنیدم: آیا تو با یک لالایی شیرین به بسترت می رفتی؟ همراه با صدای تفنگها در شب؟ آیا در دشتها می رقصیدی در حالی که برای نجات زندگیت از جهنمی که از آسمان فرو می افتاد فرار می کردی؟ ما تا لبه آب پایین رفتیم در زیر نورهای شب لبنان و او همه داستان خود را درباره سرزمین زیبایش در جنگ برای من گفت در حالی که اشکهای او به پایین می ریخت، خورشید به بالا می آمد و من یکبار دیگر آن دختر جوان را در چشمان او دیدم آیا تو با یک لالایی شیرین به بسترت می رفتی؟ همراه با صدای تفنگها در شب؟ آیا تو در کشتزارها می رقصیدی در حالی که برای نجات زندگیت از جهنمی که از آسمان فرو می افتاد می گریختی؟ در یک شب لبنان ، در یک شب لبنان لبنان تمام زندگی من ، تمام دانسته های من می گوید که تنها یکجاست که صلح نمی تواند رهسپار آنجا شود تمام جهان، دستمایه پیشینیان است هنوز برای کودکان جنگ همه چیز از دست نرفته است آیا تو با یک لالایی شیرین به بسترت می رفتی؟ با صدای تفنگها در شب؟ آیا تو در کشتزارها می رقصیدی در حالی که برای نجات زندگیت میگریختی از جهنمی که از آسمان فرو می افتاد؟ در یک شب لبنان ، در یک شب لبنان
دوستان شما هم می توانید این کلیپ را تماشا کنید و یا از طریق لینکی که در زیر آن قرار دارد این کلیپ را دانلود کنید . از طریق اینجا می توانید این کلیپ را دانلود کنید. دوستان عزیز ما همچنان منتظر نظرات سازنده شما هستیم.


